|
شعرای پسری ازفصل پاییز(فصل غم) نوشته های سینا
| ||
|
سلااااااااااااااااام
بچه ها من از اين ب بعد كمتر از كم ميام بلاگفا اكثرا ياهو ام sina_kabir70 اين ياهو اي ديمه خوشحال ميشم ادم كنين بوس بوس بوس [ جمعه ششم آبان 1390 ] [ 16:35 ] [ سینا ]
سلام دوست جونام، خیلی دلم واستون تنگیده بود... شرمنده چند وقت نبودم و نمیتونستم بیام نت و جواب خوبی هاتونو بدم از این به بعد سعی میکنم بیام نت ...
[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 12:47 ] [ سینا ]
گريه كن دلم دوباره نذار توگلوم بمونه بغضي كه تنها دليلش غصه ي رفتن اونه گريه كن گريه قشنگه گريه كن گريه نيازه واسه قلبي كه هميشه توي عاشقي ميبازه گريه كن نذاربگيره بوي اون همه وجودم بذا فك كنم كه هيچوقت عاشق نگاش نبودم گريه كن بذاركه اشكام جاي بوسشو بشوره بذار دل بكنم از اون اون كه درحال عبوره اون كه تنهاكسي بودكه به نگاه من نخنديد اون كه ازچشاي خيسم غمه تنهاييمو فهميد اونيكه اون شبه جمعه اون شب بارونيه سرد باهمون نگاه اول منو عاشق خودش كرد بااون حرفاي قشنگش از خودم فرشته ساختم ولي بانگاه سردش همه زندگيموباختم بااون اشكاش فكرميكردم واسه عشق من هلاكه فكر ميكردم دل تنهاش يه دل ساده وپاكه كاشكي اون شب نميومد كاشكي اونو نميديدم كاشكي اونشب نفساي آخرمروميكشيدم
[ سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 ] [ 20:2 ] [ سینا ]
بسه غم بسه اشك بسه دوري بسه تنهاشدن با صبوري اسمي از من نبود توي حرفات عكسي ازمن نبود توي دستات من فقط عاشقت بودمو بس حس عشق مردودل شد مرخص نميدوني عهدي رو كه بستم توي تنهاييه دل شكستم باغماي زمونه شدم دوست چيزي ازمن نمونده به جزپوست يادمه زير بارونه نم نم جوري حرف ميزدي كه بفهمم عاشقي از تو قلبت پريده وقت تنها شدن سر رسيده قطره اشكي چكيد روي گونم خسته از بازياي زمونم خسته از عشقو اين حس مرده هيشكي نيست كه ازعشق زخم نخورده حيف من حيف عشقي كه داشتم حيف عمري كه واست گذاشتم راه ما ساده شد يك دوراهي نه نبود حق من اين جدايي..... [ سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ] [ 13:25 ] [ سینا ]
خيال تو همش ميده عذابم يادته گفتي تا ابد باهاتم؟ چي شدحالاتوحسرت نگاتم
راحت ميگي كه قسمت اينجوريه
صداي توميپيچه توي گوشم
من عاشقم اينوخودت ميدوني
تموم آرزوم به تو رسيدن
براي اين دله پراز سياهي
ديگه اميدي واسه موندنم نيست [ پنجشنبه پنجم اسفند 1389 ] [ 10:38 ] [ سینا ]
تولبخنداي هر روزم تو اين اشكاي پنهوني يه رازي هست كه ميدونم تو اين رازو نميدوني تو اين شبها تو آرومي ولي قلب من آشوبه دارم حس ميكنم عشقو خدا اين حس چقدر خوبه چه حس خوبيه وقتي ميگي تنهام نميذاري ميگي وقتي دلت تنگه ميشي ابري و ميباري نميدوني بدون تو نفس ازياد من ميره تو اين بازيه بي قانون دلم بعدازتو ميميره بذار دستاتو تو دستام ندارم طاقت دوري بتاب بر من مثه خورشيد تويي كه چشمه ي نوري نرو تنهام نذار عشقم نرو پاهاتو ميبوسم نرو كه بعد تو حتما تو اين تنهايي ميپوسم كنارت زندگي كردن همه دنيارو مي ارزه دلم تو سرديه دنيا اگه باشي نمي لرزه آره اين حس عشقه و تو اسمشرو نذار عادت نميدوني كه با بوسه دلم وابسته شد راحت [ پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 ] [ 9:17 ] [ سینا ]
نميدوني كه خيال تو منو ديوونه كرده نميدوني تو بهارم حتي رنگ برگا زرده
شبو هر شب شده كار اين دل من بي قراري كورشده چشماي من از فاصله از گريه زاري آخه تازگي شنيدم كه ديگه دوسم نداري
تونميدوني چه حالم دارم ازغصه ميميرم ديگه ازتموم عالمو از اين زندگي سيرم حتي تو خوابم نميشه دست گرمتو بگيرم
چي شد اون همه خيالو اون همه آرزوهامون چي شد اون عشقي كه كاشتيم منو تو تو ي دلامون چرا اشك اومده جاي اون صداي خنده هامون
چرا جاي عشقوخوبي بايد از غصه بخونيم منو تو بازم ميتونيم واسه همديگه بمونيم آخه ما زميني نيستيم منو تو از آسمونيم.......... [ چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 ] [ 12:4 ] [ سینا ]
خواب من
توي اين شباهمش كابوسه گونه هام داره پاي گريرو ميبوسه زندگي شده يك قفس شده يك زندون حسرتم شده ديدن لباي خندون دست من گرميه دست توروكم داره ياد تو غصه هارو تودلم ميكاره اي خدا داري اشكاي منو ميبيني پس چرا گل عشقمو داري ميچيني آسون رفت اوني كه بدست نيومد آسون رفتو باز شده قلب عاشق من داغون عاشقي شده توزمونه مثل بازي توي عشق زندگيتو عمرتو ميبازي پس برگرد نذار اين فاصله ها بيشترشه بمون تا عاشقيمون دوباره ازسر شه ببازيم جونمونو عمرمونو كم كم شايد باز تو بهشت باشيم منو تو باهم!!!!!!!!!!!!!!!! [ چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 ] [ 7:50 ] [ سینا ]
[ چهارشنبه بیست و نهم دی 1389 ] [ 18:2 ] [ سینا ]
حقم اين نيست كه تموم آدما تنهام ميذارن حقم اين نيست كه منو اول جاده جام ميذارن چرا هر كسى كه ميره ميكه قسمت تو اينه ميگه تو غصه نخور كه زندگى بى عشق شيرينه حقم اين نيست بعده اين همه يه رنگيو محبت سهم قلبم بعده هر عشقى بشه خاطره،حسرت حقم اين نيست كه از هر آدمى يادش سهم من شه چشم من خيره به راه به راهى كه دارن ميرن شه آخه من گناه نكردم هيچ دليرو نشكوندم من فقط دل خودم رو توى اين راه ميسوزوندم دل من خيلى گرفته آخه باز دوباره تنهاست دوباره شكسته و باز غرق تو غصه و غم هاست چرا دنيا هميشه دل منو نشونه كرده چرا هر كسى كه ميره دوباره بر نميگرده ميبينى عشق دل منرو به چه جاهايى كشونده حتى يك خاكسترم از دل من باقى نمونده اى خداطاقت بده براى اين غصه و دردم كه براى تنهاييهام دنبال همدم نگردم [ جمعه دوازدهم آذر 1389 ] [ 1:36 ] [ سینا ]
يه نفرتو دنيا هستش كه دلم جاى اونه آخه اون تنها كسيست كه قدرمنرو ميدونه نميدونى كه دلم چقدر ميخاد ببينمت بيام ازتو باغ گل فقط تورو بچينمت آخه تو خيلى قشنگى تو مث فرشته هايى ميخورم قسم به جونم مث تو نداره جايى تو تموم آرزومى من ميخام مال خودم شى نميخام حتى يه لحظه ازتوى لحظه ها كم شى اى خدايه كارى كن كه تا ابد پيشم بمونه بذارعاشقى كنيم تا وقتى دلهامون جوونه انقدرتو فكرتم كه حتى تو خوابم باهاتم كاش ميشد تو هم بگى من تموم آرزوهاتم قول بده پيشم بمونى تا ابد تا لحظه مرگ نشكنه عهدت يه روزى مث عهد شاخه و برگ تو مث نفس ميمونى كه نباشى من ميميرم تونباشى ازتموم عالمو زندگى سيرم همه اين حرفا واسه وقتيه كه كنارمى تو كه بگى دوست دارم تا كه بدونم يارمى تو اما نه، تورفتيو اشكمو انگارى نديدى رفتى وقتى ديدى كه به هرچى ميخاستى رسيدى يه سوال! بديه من چى بود كه پيش من نموندى پا گذاشتى روى احساسمو قلبمو سوزوندى كه تو هم مثل تموم آدما تنهام گذاشتى رفتيو خاطره هاتو يادتو برام گذاشتى تو دوراهى بد اسيرم كه فراموشت كنم يا منتظر بمونمو خيره شه چشم من به راه ها يه دلم ميگه بسوزون تموم خاطره هاشو تو زمين خوردى ميدونم اما تو ميتونى پاشو ميگه پاشو تو ميتونى عاشقى كنى دوباره آخه زندگى بدون عاشقى معنا نداره يه دلم ميگه بمونم چشم به راه تو هميشه ميگه زندگى تو دنيا بى حضورتو نميشه ميگه جاى خاليه تو پر نميشه با غمو درد پس تمنا ميكنم كه بى تو ميميرم تو برگرد [ چهارشنبه دهم آذر 1389 ] [ 2:29 ] [ سینا ]
یه روزی برمیگردی!!!
تو كه يك روز با نگاهت اومدي به دل نشستي
[ پنجشنبه بیستم آبان 1389 ] [ 9:33 ] [ سینا ]
نميدونم چجور رفتي از اينجا كه حتي رد پاهاتم نمونده يه نامه از تو بود توي اتاقم كه قلب عاشق من رو سوزونده
نوشتي كه سلام عزيزترينم دارم ميرم كه ديگه بر نگردم نوشتي كه منو ببخش عزيزم اگه با مهربونيت سر نكردم
نوشتي كه فراموشم نكردي ولي مي خواي فراموشت كنم من مثه كبريت روشن توی طوفان بگيرم ساده خاموشت كنم من
يه اشكي از چشام آروم افتاد يه آهي از ته قلبم كشيدم نگاه من به اين سو و به آن سو به جز تنهايي هام چيزي نديدم
تو رفتي و دل من تازه فهميد كه از قلب تو عمري بي خبر بود كه سهم اين دلم از عاشقيمون يه قلب خسته و يك چشم تر بود
تو رفتيو نميتونم ببينم كه حتي ساعتي با من نباشي منو فكرو خيال ديوونه كرده مبادا تو دل غريبه جاشي
هنوزم تو خيابوناي شهرم دارم دنبال رد پات ميگردم شاید روزی یه رد پا ببینم بمیره تو دلم غصه و دردم [ پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ] [ 17:1 ] [ سینا ]
ديشب دوباره خوابتو ديدم حس قشنگ عشقو فهميدم انگار با اين دستاي كوچيكم از آسمون ستاره ميچيدم
دستاي تو تو دستاي من بود دور از نگاه هر چي دشمن بود پيراهنت چه عطر خوبي داشت پيراهنت ازياس و سوسن بود
نگاه تو غرق نگاهم شد چشماي تو فانوس راهم شد بازم دوباره تو روزاي سخت دلت مثه كوه تكيه گاهم شد خنده دوباره رو لبامون بود بازم ستاره تو شبامون بود بازم دوباره حس خوب عشق توي نفس ها و هوامون بود
امايكي اومد دل ترو برد اونيكه حسرت منو ميخورد شكستي قلب عاشق منرو قلبي كه واسه عشق تو ميمرد
پيراهنت از اشك من تر شد گوشاي تو از ناله هام كر شد رفتيو من رفتنتو ديدم انكار دوباره غصه از سر شد
نيستي ببيني كه چه شبهايي صورت من خيس از اشكايي كه وقتي تو نباشي ميباره ميباره تو شبهاي تنهايي (به سبک پویا بیاتی : بارون میاد) [ دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 ] [ 8:12 ] [ سینا ]
روم نميشه بهت بگم نديده عاشق شدم
[ جمعه نوزدهم شهریور 1389 ] [ 12:5 ] [ سینا ]
ازت ميخوام كه برگردي ولي تو بر نميگردي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ احساستو پنهون نکن.............
احساستو پنهون نكن بگو چقدر دوسش داري
[ جمعه بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 3:55 ] [ سینا ]
تا حالا شكست نخوردي كه بفهمي چي كشيدم
[ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 2:13 ] [ سینا ]
(به سبک یه دل شکوندم علی عبدل مالکی)
يه ساعت واسه من شده يه هفته
[ یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ] [ 9:24 ] [ سینا ]
بي تو سردمو شكستم، بي تو اين دل بي قراره
[ شنبه نوزدهم تیر 1389 ] [ 7:56 ] [ سینا ]
[ یکشنبه سیزدهم تیر 1389 ] [ 6:14 ] [ سینا ]
چرا كسي واسه دلم عشقشو قربونی نكرد
[ سه شنبه هشتم تیر 1389 ] [ 2:38 ] [ سینا ]
يادش بخير كنار هم بدون غم ميخنديديم
[ چهارشنبه دوم تیر 1389 ] [ 11:43 ] [ سینا ]
شنيدم زندگيرو با غصه ها سر كردي
[ یکشنبه سی ام خرداد 1389 ] [ 8:52 ] [ سینا ]
رو به آسمونه چشمام میریزه اشک چیکه چیکه میگم حرفای دلمرو به خدا، تنها کسیکه دست خستمو میگیره توی دردای زمونه کاش میشد اینو بدونی خدا خیلی مهربونه به خدا میگم دل من چی میخواد نه چیو میخواست ولی حیف، نشد بفهمی، که دل من کیو میخواست تو نفهمیدی که اشکم واسه تو غلطید رو گونم تو نفهمیدی عزیزم تویی عشقم تویی جونم تو نفهمیدی چه دردی توی قلب من نشسته وقتی فهمیدم دل تو به دل من دل نبسته تو نفهمیدی نگاهم عاشقه و نگرانه تو این حسمو گذاشتی پای حس بچه گانه تو نفهمیدی که میخوام تو دلت ستاره باشم تو شبای بی ستارت تنها راه چاره باشم کاش میشد یه گل بودم که بی تو خشک میشد همیشه تو میومدی میگفتی زندگی بی تو نمیشه نمیدونم چرا رفتی کدوم آرزو تورو برد خواهش کی بود که حتی لحظه های آخرو برد کاش میدونستی چه دردی توی این صدای خستست کاش میدونستی دل من با یه زنجیر به تو بستست کاش میدونستی چه داغی تو روی دلم نشوندی رفتیو حتی غمامو از توی چشام نخوندی حالا یاد گرفتم وقتی کسی دادرس دلم نیست هیچکی نیست که من بتونم حرفمو بهش بگم نیست بهترین راهم سکوته شاید اینطوری بتونه یه نفر از توی چشمام حرف قلبمرو بخونه بهترین اشتباه من توی زندگی تو بودی تو قشنگترین نیازی که دل منو ربودی غمتم خیلی قشنگه گرچه قلبم از تو دوره نذار بشکنه دلی که مثل یک تنگ بلوره [ چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389 ] [ 13:38 ] [ سینا ]
حس خوبیه بدونی یکی عاشق نگاته
یکی هر جایی که میری لحظه لحظه پا به پاته حس خوبیه بدونی یکی چشم به رات نشسته یکی عشقتو همیشه از ته دل میپرسته حس خوبیه بفهمی یه نفر بی تو میمیره یه نفر اگه نباشی بی تو از زمونه سیره حس خوبیه بدونی یکی خوابتو میبینه یکی عشق تو همیشه واسه اون عزیزترینه یه نفر از تو میخواد که جای اینکه شب بخوابی بری توی آسمونش جای مهتابش بتابی حس خوبیه تو دنیا حس کنی یکیو داری که تو سرمای زمستون واسه اون مثل بهاری حس خوبیه بدونی تنها آرزوی اونی بهتره واسه همیشه قدر عشقشو بدونی حس خوبیه ولی حیف همه این حسو ندارن بعضی آدما تو دنیا جای این حس بی قرارن وای چه احساس قشنگی کاش میشد همیشه باشه کاش میشد این حس زیبا جای گریه ی شباشه کاش میشد این حس خوبو به همه دنیا نشون داد کاش میشد جای قفس ها به قناری آسمون داد [ یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389 ] [ 10:48 ] [ سینا ]
کاش میشد دلتنگیامو روی کاغذ مینوشتم بعد اونارو میسوزوندم تا برن از سرنوشتم میدونی که با نگاهت گریه از چشام سفر کرد میدونی که خنده ی تو غصه ها مو دربه در کرد از ته دلت بخند تا غصه هامون بره از یاد از ته دلت بخندو بزن عشقمونو فریاد از ته دلت بخند تا به رومون دنیا بخنده تو بخند تا دنیا رومون درای غمو ببنده تو بخند تو بی گناهی گناهات به گردن من چشاتو ببند به روی غمو گریه کردن من باتو میشه عاشقی کرد باتو زندگی قشنگه با تو حس خواستن تو داره با غرور میجنگه با تو گریه کردم اما طعم گریه هام شیرینه آخه حرفای قشنگت بدجوری به دل میشینه دلیل گریه ها غم نیست همش از شوق وصاله با تو غصه و غم و درد مثه یک خواب و خیاله با تو من مثل پرندم واسه پرواز تویی بالم تکی تو تموم دنیا بهترینی توی عالم بی تو آسمون میباره همه ی ابرا سیاهه بی تو عاشقی نکردم بی تو عاشقی گناهه بی تو من مثل زمستون با تو من فصل بهارم تو تموم آرزومی با تو دلتنگی ندارم همه خنده هام مال تو همه گریه هات مال من تو فقط بخندو شاد باش همه غصه هات مال من توی این دنیای تاریک تو مثه چشمه ی نوری توی این گریه و ماتم از غمو غصه ها دوری چرا تو روی زمینی جا تو تو آسمونه آخه چشم تو ستارتس لب تو رنگین کمونه آرزو دارم بتونم دست گرمتو بگیرم که با یک چشمک نازت توی آغوشت بمیرم توی کوچه های غربت تو مثه حس قریبی تو مثه فرشته هایی خوشکل و پاک و نجیبی با یه لبخند لب تو ابرای تیره میمیرن همه جا آفتابی میشه مرده ها هم جون میگیرن من به جای تو میمیرم که همیشه تو بخندی که بتونی روی گریه چشم نازتو ببندی خدارو چه دیدی شاید توی اون دنیا بتونم بدون غصه وگریه تا ابد با تو بمونم [ چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 ] [ 7:45 ] [ سینا ]
میخوام از اینجا و از پیشت برم ای نازنین
بیا و موقع رفتن اشک چشمامو ببین میخام از اینجا برم یه جای دیگه تا ابد آخه حرفای قشنگت به دلم چنگی نزد میخام از اینجا برم دستای سردمو نگیر وقتی رفتم واسه من گریه نکن واسم نمیر اگه حتی از غمم بمیری پیشت نمیام آخه حتی دیدنت یه ثانیه سخته برام میخام از پیشت برم تنهایی خیلی بهتره میرم از پیشت نگو تنهایی خوش نمیگذره چجوری پیشت بمونم و بسازم با غمت نگو با رفتن من غصه ها میشن همدمت میرم از دل تو که از صد تا سنگم سنگتره آخه قصه ی دلم بدونه تو قشنگتره روزی که با تو نباشم روز شادیه منه دل من باید از اون نگاه تو دل بکنه من دارم میرم بدون دعاهاتم اثر نداشت وقتی از تو دل بریدم دل تو خبر نداشت خیلی وقته که میگردم دنبال یک بهونه آخر اونو پیدا کردم اینه رسم زمونه [ شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 ] [ 12:1 ] [ سینا ]
دلم بازم واسه برگشتنت نوشته نامه
که توی اون پر از درد دلو دلتنگیامه نوشتم دل بهونه کرد تورو مثل همیشه از وقتی رفتی بی قراره و آروم نمیشه بیا ببین شبایی که بارون میباره نم نم دلم به یاد تو می افته و میسوزه کم کم هنوز به پای عهدمون نشستمو میشینم تا اون روزی که برگردیو من تورو ببینم همش حسودا از بی وفاییت خبر میارن همیشه گل دلتنگیرو رو دلم میکارن بیا چشم حسودا کور شه از حسودیه ما بیا نشون بدیم وفا رو به تموم دنیا بیا و با نگاهت دلمو بر دوباره که این دلم به جز تو دیگه دلبری نداره بیا نذار که قصمون با اشک من تموم شه بیا نذار که زندگی برام بی تو حروم شه بیا و تا ابد پیشم بمون آروم جونم بیا و باز شبا ستارتو بده نشونم بیا که دوباره زندگی از سر شه برامون بیا که باز دوباره گل شه غنچه ی لبامون [ دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389 ] [ 18:48 ] [ سینا ]
دلتنگ روزای گذشتم اما
اون روزا هم دیگه بریدن از ما دلتنگ روزایی که بچه بودیم اون روزا که به ما گفتن یه رودیم ولی حالا خشک شده اون رودخونه از ما فقط خاطره ها میمونه دلتنگ مشکلات بچه گونه گم شدن اسباب بازی تو خونه یادش بخیر تو اون شبای یلدا مادربزرگ و قصه هاشو حلوا دلتنگ اون جوانه های گندم دلتنگ پاکی دلای مردم دلتنگ اون شبای پر ستارم که اون شبا بودم کنار یارم حسرت روزای گذشته خوردن فایده نداره،اون روزامون مردن یادش بخیر صدای خنده هامون میرفت تا آسمون پیش خدامون تو این روزا خنده هامون زوریه خاطره ی دلا فقط دوریه بیاین با هم یکی کنیم دلامون که زود تموم شه گریه ی شبامون [ جمعه هفدهم اردیبهشت 1389 ] [ 20:12 ] [ سینا ]
بعده یه عمری انتظار امروز دوباره دیدمش
ولی چشاش یه جوری بود انگار ازم دزدیدنش اونی که آرزوش بودم روش نمیشد نگام کنه بغض تو گلوش نشسته بود نمیتونس صدام کنه اونی که هر کجا میرفت دنبال بوی من میگشت جواب سلاممو نداد بی اعتنا ازم گذشت اون که واسه دیدن من دنیارو زیرو رو میکرد واسه طلوع چشم من آسمونو جارو میکرد اون که واسه دیدنم از هفت خان عشق گذشته بود اون کسی که رو قلبشم اسم منو نوشته بود اون که اگه نگاه من گلی به غیر از اون میدید میرفت گل بی گناهو از ته و از ریشه میچید اون که مثه سایه ی من همیشه بود دورو برم انگاری جام تو قلب اون پر شدو من بی خبرم اون که همش بهم میگفت بدون من نمیتونه داره واسه رغیب من شعرای عشقی میخونه حق من این نبود ولی نفرین نمیکنم تورو چون که هنوز دوست دارم فقط بهت میگم برو....... [ دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 ] [ 13:6 ] [ سینا ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||