تبليغاتX
شعرای پسری ازفصل پاییز(فصل غم)
سلااااااااااااااااام

بچه ها من از اين ب بعد كمتر از كم ميام بلاگفا

اكثرا ياهو ام

sina_kabir70

اين ياهو اي ديمه

خوشحال ميشم ادم كنين

بوس بوس بوس

[ جمعه ششم آبان 1390 ] [ 16:35 ] [ سینا ]
سلام دوست جونام، خیلی دلم واستون تنگیده بود...

شرمنده چند وقت نبودم و نمیتونستم بیام نت و جواب خوبی هاتونو بدم


از این به بعد سعی میکنم بیام نت ...

[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 12:47 ] [ سینا ]
 گريه كن دلم دوباره نذار توگلوم بمونه
بغضي كه تنها دليلش غصه ي رفتن اونه
گريه كن گريه قشنگه گريه كن گريه نيازه
واسه قلبي كه هميشه توي عاشقي ميبازه
گريه كن نذاربگيره بوي اون همه وجودم
بذا فك كنم كه هيچوقت عاشق نگاش نبودم
گريه كن بذاركه اشكام جاي بوسشو بشوره
بذار دل بكنم از اون اون كه درحال عبوره
اون كه تنهاكسي بودكه به نگاه من نخنديد
اون كه ازچشاي خيسم غمه تنهاييمو فهميد
اونيكه اون شبه جمعه اون شب بارونيه سرد
باهمون نگاه اول منو عاشق خودش كرد
بااون حرفاي قشنگش  از خودم فرشته ساختم
ولي بانگاه سردش همه زندگيموباختم
بااون اشكاش فكرميكردم واسه عشق من هلاكه
فكر ميكردم دل تنهاش يه دل ساده وپاكه
كاشكي اون شب نميومد كاشكي اونو نميديدم
كاشكي اونشب نفساي آخرمروميكشيدم

[ سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 ] [ 20:2 ] [ سینا ]
بسه غم بسه اشك بسه دوري

بسه تنهاشدن با صبوري

اسمي از من نبود توي حرفات

عكسي ازمن نبود توي دستات

من فقط عاشقت بودمو بس

حس عشق مردودل شد مرخص

نميدوني عهدي رو كه بستم

توي تنهاييه دل  شكستم

باغماي زمونه شدم دوست

چيزي ازمن نمونده به جزپوست

يادمه زير بارونه نم نم

جوري حرف ميزدي كه بفهمم

عاشقي از تو قلبت پريده

وقت تنها شدن سر رسيده

قطره اشكي چكيد روي گونم

خسته از بازياي زمونم

خسته از عشقو اين حس مرده

هيشكي نيست كه ازعشق زخم نخورده

حيف من حيف عشقي كه داشتم

حيف عمري كه واست گذاشتم

راه ما ساده شد يك دوراهي

نه نبود حق من اين جدايي.....

[ سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ] [ 13:25 ] [ سینا ]
 

 خيال تو همش ميده عذابم
 تواين شبا نميتونم بخوابم
 دلم گرفته وبازم خرابم

يادته گفتي تا ابد باهاتم؟
ديوونه ي صداي خنده هاتم

چي شدحالاتوحسرت نگاتم

 

راحت ميگي كه قسمت اينجوريه
عاقبت دستاي ما دوريه
نه دست ماس عاشقي نه زوريه

 

صداي توميپيچه توي گوشم
غرورمو به گريه ميفروشم
چرانشد واست يه آرزوشم

 

من عاشقم اينوخودت ميدوني
كاشكي ميشد بياي پيشم بموني
بياي و از دلم غموبروني

 

تموم آرزوم به تو رسيدن
بااين چشاي بسته عشقوديدن
ازاون لبات بوسه عشقو چيدن

 

براي اين دله پراز سياهي
تو غرق نوري و مثه يه ماهي
تو معنيه حقيقيه نگاهي

 

ديگه اميدي واسه موندنم نيست
آخه شباي گريه زاري كم نيست
آخه تودنياهيچكي عاشقم نيست

[ پنجشنبه پنجم اسفند 1389 ] [ 10:38 ] [ سینا ]
تولبخنداي هر روزم تو اين اشكاي پنهوني

يه رازي هست كه ميدونم تو اين رازو نميدوني

تو اين شبها تو آرومي ولي قلب من آشوبه

دارم حس ميكنم عشقو خدا اين حس چقدر خوبه

چه حس خوبيه وقتي ميگي تنهام نميذاري

ميگي وقتي دلت تنگه ميشي ابري و ميباري

نميدوني بدون تو نفس ازياد من ميره

تو اين بازيه بي قانون دلم بعدازتو ميميره

بذار دستاتو تو دستام ندارم طاقت دوري

بتاب بر من مثه خورشيد تويي كه چشمه ي نوري

نرو تنهام نذار عشقم نرو پاهاتو ميبوسم

نرو كه بعد تو حتما تو اين تنهايي ميپوسم

كنارت زندگي كردن همه دنيارو مي ارزه

دلم تو سرديه دنيا اگه باشي نمي لرزه

آره اين حس عشقه و تو اسمشرو نذار عادت

نميدوني كه با بوسه دلم وابسته شد راحت

[ پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 ] [ 9:17 ] [ سینا ]
 


نميدوني كه شباي خونه وقتي نيستي سرده

نميدوني كه خيال تو منو ديوونه كرده

نميدوني تو بهارم حتي رنگ برگا زرده

                           

                            شبو هر شب شده كار اين دل من بي قراري
                            

                            كورشده چشماي من از فاصله از گريه زاري
                           

                             آخه تازگي شنيدم كه ديگه دوسم نداري

 

تونميدوني چه حالم دارم ازغصه ميميرم

ديگه ازتموم عالمو از اين زندگي سيرم

حتي تو خوابم نميشه دست گرمتو بگيرم

 

                                چي شد اون همه خيالو اون همه آرزوهامون
                                

                                  چي شد اون عشقي كه كاشتيم منو تو تو ي دلامون
                                

                                    چرا اشك اومده جاي اون صداي خنده هامون

 

چرا جاي عشقوخوبي بايد از غصه بخونيم

منو تو بازم ميتونيم واسه همديگه بمونيم

آخه ما زميني نيستيم منو تو از آسمونيم..........

[ چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 ] [ 12:4 ] [ سینا ]
خواب من

توي اين شباهمش كابوسه

گونه هام

داره پاي گريرو ميبوسه

زندگي

شده يك قفس شده يك زندون

حسرتم

شده ديدن لباي خندون

دست من

گرميه دست توروكم داره

ياد تو

غصه هارو تودلم ميكاره

اي خدا

داري اشكاي منو ميبيني

پس چرا

گل عشقمو داري ميچيني

آسون رفت

اوني كه بدست نيومد آسون

رفتو باز

شده قلب عاشق من داغون

عاشقي

شده توزمونه مثل بازي

توي عشق

زندگيتو عمرتو ميبازي

پس برگرد

نذار اين فاصله ها بيشترشه

بمون تا

عاشقيمون دوباره ازسر شه

ببازيم

جونمونو عمرمونو كم كم

شايد باز

تو بهشت باشيم منو تو باهم!!!!!!!!!!!!!!!!

[ چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 ] [ 7:50 ] [ سینا ]

[ چهارشنبه بیست و نهم دی 1389 ] [ 18:2 ] [ سینا ]

حقم اين نيست كه تموم آدما تنهام ميذارن

حقم اين نيست كه منو اول جاده جام ميذارن

چرا هر كسى كه ميره ميكه قسمت تو اينه

ميگه تو غصه نخور كه زندگى بى عشق شيرينه

حقم اين نيست بعده اين همه يه رنگيو محبت

سهم قلبم بعده هر عشقى بشه خاطره،حسرت

حقم اين نيست كه از هر آدمى يادش سهم من شه

چشم من خيره به راه به راهى كه دارن ميرن شه

آخه من گناه نكردم هيچ دليرو نشكوندم

من فقط دل خودم رو توى اين راه ميسوزوندم

دل من خيلى گرفته آخه باز دوباره تنهاست

دوباره شكسته و باز غرق تو غصه و غم هاست

چرا دنيا هميشه دل منو نشونه كرده

چرا هر كسى كه ميره دوباره بر نميگرده

ميبينى عشق دل منرو به چه جاهايى كشونده

حتى يك خاكسترم از دل من باقى نمونده

اى خداطاقت بده براى اين غصه و دردم

كه براى تنهاييهام دنبال همدم نگردم

[ جمعه دوازدهم آذر 1389 ] [ 1:36 ] [ سینا ]

يه نفرتو دنيا هستش كه دلم جاى اونه

آخه اون تنها كسيست كه قدرمنرو ميدونه

نميدونى كه دلم چقدر ميخاد ببينمت

بيام ازتو باغ گل فقط تورو بچينمت

آخه تو خيلى قشنگى تو مث فرشته هايى

ميخورم قسم به جونم مث تو نداره جايى

تو تموم آرزومى من ميخام مال خودم شى

نميخام حتى يه لحظه ازتوى لحظه ها كم شى

اى خدايه كارى كن كه تا ابد پيشم بمونه

بذارعاشقى كنيم تا وقتى دلهامون جوونه

انقدرتو فكرتم كه حتى تو خوابم باهاتم

كاش ميشد تو هم بگى من تموم آرزوهاتم

قول بده پيشم بمونى تا ابد تا لحظه مرگ

نشكنه عهدت يه روزى مث عهد شاخه و برگ

تو مث نفس ميمونى كه نباشى من ميميرم

تونباشى ازتموم عالمو زندگى سيرم

همه اين حرفا واسه وقتيه كه كنارمى تو

كه بگى دوست دارم تا كه بدونم يارمى تو

اما نه، تورفتيو اشكمو انگارى نديدى

رفتى وقتى ديدى كه به هرچى ميخاستى رسيدى

يه سوال! بديه من چى بود كه پيش من نموندى

پا گذاشتى روى احساسمو قلبمو سوزوندى

كه تو هم مثل تموم آدما تنهام گذاشتى

رفتيو خاطره هاتو يادتو برام گذاشتى

تو دوراهى بد اسيرم كه فراموشت كنم يا

منتظر بمونمو خيره شه چشم من به راه ها

يه دلم ميگه بسوزون تموم خاطره هاشو

تو زمين خوردى ميدونم اما تو ميتونى پاشو

ميگه پاشو تو ميتونى عاشقى كنى دوباره

آخه زندگى بدون عاشقى معنا نداره

يه دلم ميگه بمونم چشم به راه تو هميشه

ميگه زندگى تو دنيا بى حضورتو نميشه

ميگه جاى خاليه تو  پر نميشه با غمو درد

پس تمنا ميكنم كه بى تو ميميرم تو برگرد

[ چهارشنبه دهم آذر 1389 ] [ 2:29 ] [ سینا ]
یه روزی برمیگردی!!! 

تو كه يك روز با نگاهت اومدي به دل نشستي


واسه ي به من رسيدن قفل سنگيرو شكستي


تو كه واسه باور من جونتو قسم ميخوردي


تو كه حتي توي خوابم منو از ياد نميبردي


چرا رفتم از خيالت چرا ساده رفتم از ياد


اي خدا خسته ي خستم فايده اي نداره فرياد


اي خدا امانتت رو بگير از اين تن خسته


آخه اون كه عاشقم بود با رغيب من نشسته


تو كه جز چهره ي ماهم ماه ديگه اي نديدي


پس چرا از توي قلبم كبوتر شدي پريدي


مگه عاشقم نبودي؟ مگه عاشقت نبودم؟


پس چرا آتيش زدي به ذره ذره ي وجودم


اگه روزي منو ديدي ،ديدي  لبخند رو لبم بود


فكر نكن خوشحالو شادم تو دلم درياي غم بود


واي چه سرنوشت تلخي،اي خدا حق من اين بود؟


كه هميشه غم و غصه واسه قلبم تو كمين بود


زنده ام با خاطرات واي چه خاطرات خوبي


توي اون پارك قديمي روي اون نيمكت چوبي


آره اين رسم زمونست عاشقا تنها ميمونن


عاشقا مث ستارن عاشقا تو آسمونن


تو نپرس چرا هنوزم تو فراموشم نكردي


چه كنم باورم اينه كه يه روزي برميگردي!!!!

[ پنجشنبه بیستم آبان 1389 ] [ 9:33 ] [ سینا ]

نميدونم چجور رفتي از اينجا

كه حتي رد پاهاتم نمونده

يه نامه از تو بود توي اتاقم

كه قلب عاشق من رو سوزونده

 

نوشتي كه سلام عزيزترينم

دارم ميرم كه ديگه بر نگردم

نوشتي كه منو ببخش عزيزم

اگه با مهربونيت سر نكردم

 

نوشتي كه فراموشم نكردي

ولي مي خواي فراموشت كنم من

مثه كبريت روشن توی طوفان

بگيرم ساده خاموشت كنم من

 

يه اشكي از چشام آروم افتاد

يه آهي از ته قلبم كشيدم

نگاه من به اين سو و به آن سو

به جز تنهايي هام چيزي نديدم

 

تو رفتي و دل من تازه فهميد

كه از قلب تو عمري بي خبر بود

كه سهم اين دلم از عاشقيمون

يه قلب خسته و يك چشم تر بود

 

تو رفتيو نميتونم ببينم

كه حتي ساعتي با من نباشي

منو فكرو خيال ديوونه كرده

مبادا تو دل غريبه جاشي

 

هنوزم تو خيابوناي شهرم

دارم دنبال رد پات ميگردم

شاید روزی یه رد پا ببینم

بمیره تو دلم غصه و دردم

[ پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ] [ 17:1 ] [ سینا ]

ديشب دوباره خوابتو ديدم

حس قشنگ عشقو فهميدم

انگار با اين دستاي كوچيكم

از آسمون ستاره ميچيدم

 

دستاي تو تو دستاي من بود

دور از نگاه هر چي دشمن بود

پيراهنت چه عطر خوبي داشت

پيراهنت ازياس و سوسن بود

 

نگاه تو غرق نگاهم شد

چشماي تو فانوس راهم شد

بازم دوباره تو روزاي سخت

دلت مثه كوه تكيه گاهم شد

خنده دوباره رو لبامون بود

بازم ستاره تو شبامون بود

بازم دوباره حس خوب عشق

توي نفس ها و هوامون بود

 

امايكي اومد دل ترو برد

اونيكه حسرت منو ميخورد

شكستي قلب عاشق منرو

قلبي كه واسه عشق تو ميمرد

 

پيراهنت از اشك من تر شد

گوشاي تو از ناله هام كر شد

رفتيو من رفتنتو ديدم

انكار دوباره غصه از سر شد

 

نيستي ببيني كه چه شبهايي

صورت من خيس از اشكايي

كه وقتي تو نباشي ميباره

ميباره تو شبهاي تنهايي

(به سبک پویا بیاتی : بارون میاد)

[ دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 ] [ 8:12 ] [ سینا ]

روم نميشه بهت بگم نديده عاشق شدم


روم نميشه بهت بگم كه از خودم بي خودم


روم نميشه بهت بگم به من چه حسي داري


كه مثل من عاشقي يا كه از دلم بيزاري


شايد تو هم مثل همه يه عشق ديگه داري


كه هيچكسي رو قد اون تو دنيا دوست  نداري


شايد تو هم مثل همه با يكي ديگه باشي


كه هيچ جوري حاضر نباشي از دلش جدا شي


نميدوني كه فكر تو منو ديوونه كرده


عشق تو اين دلم رو مجنون زمونه كرده


ميخوام  بگم تويي ستاره ي شباي تارم


ميخوام بگم براي تو هميشه بي قرارم


ميخوام بگم تو زندگي تويي همه نيازم


بيا پيشم نذار كه من تو زندگي ببازم


عاشق  واقعي تو اين دورو زمونه كمه


عاشقي كه بتونه قدرتو بدونه كمه


ميخوام بگم من عاشق اون مهربونيت شدم


عاشق اون نگاه گرم آسمونيت شدم


به باد ميگم بهت بگه عاشقتم نميگه


خسته شدم از كار اين دو رو زمونه ديگه


ميخوام بگم شبا تورو توي خوابم ميبينم


دستتو ميگيرم ميام كنار تو ميشينم


نگو نه و اين دل عاشقم رو داغون نكن


نگو نه ومنو از عاشقي پشيمون نكن


اگه دلت لرزيده خوب بدون كه مثل مني


بدون تو هم مثل من تو فكر عاشق شدني!!!!!!!!!!!

[ جمعه نوزدهم شهریور 1389 ] [ 12:5 ] [ سینا ]
ازت ميخوام كه برگردي ولي تو بر نميگردي


هميشه با تو بودم من ولي باور نميكردي


پشيمونم از اين كارم نگفتم عاشقت بودم

 
كه تو دنياي عاشق ها فقط من لايقت بودم


آخه من فكر نميكردم بي خبر ميذاري ميري


كه از من دل بريدي با چشم تر ميذاري ميري


پشيمونم كه احساسم نگفته توي قلبم موند


همه عالم به جز چشمات اين حسو از تو چشمام خوند


هوا سرده دلم تنگه دارم حس ميكنم تنهام


بازم اين حس تنهايي مياره اشكو تو چشمام


نبود تو شده كابوس  براي من تو اين شبها


تو این شبهای پر گریه تو این شبهای بی فردا


كنار قاب عكس تو گل رز بود كه خشكيده


كه انگاري همون گل هم نبود يارو فهميده


تو نيستيو نميدوني دل عشقت واست تنگه


دل من واسه تو تنگه ولي قلب تو از سنگه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

احساستو پنهون نکن.............

 

احساستو پنهون نكن بگو چقدر دوسش داري


بگو واسه ديدن اون ثانيه هارو ميشماري


بگو كه تو نبود اون دنيای تو پر از غمه


بگو اگه اون نباشه حتي بهشت برات كمه


احساستو پنهون نكن نذار پشيموني يه روز


بياد سراغتو بگه اون رفت و تا ابد بسوز


من حالتو ميفهممو خوب ميدونم دلواپسي


داري به اين فكر ميكني شايد به اون نميرسي


بهش بگو شايد اونم دلش بخواد با تو باشه


شايد ميخوات در دلت رو عشقي كه داره واشه


احساستو بهش بگو آخه اونم دلواپسه


احساستو پنهون نكن احساس دل مقدسه


بگو اگه اون نباشه كار تو گريه كردنه


گفتن حرفاي دلت غرورتو نميشكنه


توي چشاش نگاه كنو به حرف مرده جون بده


لباتو رو لبش بذار عشقو بهش نشون بده

 

 

 

[ جمعه بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 3:55 ] [ سینا ]
تا حالا شكست نخوردي كه بفهمي چي كشيدم


كه بفهمي از تو خنده توي گريه ها پريدم


تا حالا شكست نخوردي كه بشيني كنج خونه


كه بباره اشك چشمات چيكه چيكه  دونه دونه


تا حالا شكست نخوردي كه بفهمي غم يعني چي


كه بفهمي تنهايي با بي كسي رو هم يعني چي


تا حالا شكست نخوردي پس نگو حق با كي بوده


پس نگو همش دروغه اشكايي كه مثل روده


تا حالا شكست نخوردي بخدا شكست نخوردي


تاحالا از اون كسي كه عشقته رودست نخوردي


تاحالا شكست نخوردي نميدوني چيه دردم


نميدوني چه روزا و چه شبايي گريه كردم


تا حالا شكست نخوردي پس نگو منو ميفهمي


نگو حس انتقامو غصه خوردنو ميفهمي


تا حالا تو اوج پرواز بال پروازت شكسته


تو به اون دل بستي اما اون به تو دلي نبسته


تا حالا عشق تورو به چند تا قطره اشك فروختن؟؟


همه چيزو گفتي اما به تو هيچ چيزي نگفتن


بسّته يا كه هنوزم ميخواي از شكست بخونم


نه نداري طاقتش رو تا همينجا بسه جونم


[ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 2:13 ] [ سینا ]
(به سبک یه دل شکوندم علی عبدل مالکی)

 

 

يه ساعت واسه من شده يه هفته


تو رفتي ولي ياد تو نرفته


يه اشكو يه بغضو يه آه و ناله


يه عشقي كه برگشتنش محاله


يه بادو يه ابرو يه قطره بارون


يه حالي پريشون يه قلب داغون


يه موجو يه دريا يه ساحل غم


من از تو جدا و دل غرق ماتم


دل من گرفته غمم زياده


آخه عشقم از من گذشته ساده


يه حرف نگفته يه عشق پنهون


يه گل كه اسيره تو خاك گلدون


يه قلبي شكسته يه روح خسته


يه چشمي هميشه به راه نشسته


كجايي عزيزم كه خيلي تنهام


آخه بي تو ماه هم نموند تو شبهام


يه كابوس يه رويا يه خواب ديگه


يكي توي خوابم هميشه ميگه


تو ررفتي كه با اون به من بخندي


تموم درارو رو من ببندي


كه قلبت دوباره يه خونه باشه


واسه اون پرنده يه لونه باشه


يه نامه ازت مونده يادگاري


رفيقم تو روزاي بي قراري


يه نامه يه كاغذ يه خط نوشته


نوشته كه دنيا با تو بهشته


ميدونم نداشت حرف تو حقيقت


خداحافظ اي يار بي محبت

[ یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ] [ 9:24 ] [ سینا ]
بي تو سردمو شكستم،  بي تو اين دل بي قراره


كاش ميشد لحظه ي بعدي تورو با خودش بياره


كاش ميشد صداي خندت باز بپيچه توي خونه


كاش ميشد بازم ببينم سرنوشت تو دستمونه


كاش ميشد تو آسمونم مثل يك پرنده باشي


كاش تو بازي زمونه هميشه برنده باشي


كاش ميشد نگاه ميكردي واسه يك بار زير پاتو


ببيني اوني كه ميخواد بمونه هميشه باتو


كاش ميشد بدوني وقتي نيستي هيچكي يار من نيست


وقتي نيستي جز خيالت هيچكي تو ديار من نيست


بي تو احساس دلمرو پيش كي بگم نخنده


پيش كي گريه كنم كه چشاشو به روم نبنده


بي تو هر راهي كه رفتم با غمو گريه تموم شد


بي تو هر جايي كه رفتم ديدن تو آرزوم شد


كاش ميشد بدوني بي تو جاي تو ستاره دارم


درد و دل با اون ستاره شده تنها راه چارم


كاش ميشد ميومدي تا اين دلم زنده بمونه


كاش ميدونستي كه قلبم با تو رنگ آسمونه


دل من خيلي گرفته كاش ميشد بارون بباره


آخه قطره هاي بارون تورو ياد من مياره


بي تو هر جايي كه رفتم غصه ها همسفرم بود


بي تو هر جايي كه سوختم عشق تو خاكسترم بود


حسوديم ميشه ميبينم عاشقا با هم ميشينن


كه هميشه دستاشونو توي دست هم ميگيرن


آخه ياد تو مي افتم وقتي اونارو ميبينم


بعد رفتنت عزيزم هنوزم عاشقترينم


وقتي كه اونا ميخندن اشك تو چشمام حلقه ميشه


اگه حتي من بميرم بازم عشقت كم نميشه


چرا دير ميگذره روزا واي كه انتظار چه سخته


پيش هر كسي كه ميرم ميگه اين تلخيه بخته


دل شده صندوق غصه چشم من شده يه دريا


دل بريدم از زمونه حتي از امروز و فردا

[ شنبه نوزدهم تیر 1389 ] [ 7:56 ] [ سینا ]
[ یکشنبه سیزدهم تیر 1389 ] [ 6:14 ] [ سینا ]
چرا كسي واسه دلم عشقشو قربونی نكرد


چرا كسي توی دلش دلمرو زندونی نكرد


آخه چرا هركی اومد قلب منو شكستو رفت


عاشق عشق من نشد دل به دلم نبستو رفت


چرا هميشه سهم من غصه و گريه زاريه


كسی كه من دوسش دارم چرا ازم فراريه


چرا كسی پيدا نشد قدر دلمرو بدونه


به پای قولی كه داده تا آخر عمر بمونه


چرا تموم عاشقا دروغی عاشق بودنو


تموم عاشقای من دل منو سوزوندنو


يك نفرم نيست رو زمين بتونه عاشقم بشه


كه بتونه دليل اين گريه و حق حقم بشه


دلم گرفته ای خدا ميخوام برم يه جای دور


ميخوام برم تا گريه هام چشم منو نكرده كور


ميخوام بيام پيش خودت ميخوام بيام تو آسمون


راحت بشم از اين همه عاشق بی نامو نشون


برای زنده موندنم بهونه هام تموم شدن


تموم عمرو زندگيم به پای عشق حروم شدن

[ سه شنبه هشتم تیر 1389 ] [ 2:38 ] [ سینا ]
يادش بخير كنار هم بدون غم ميخنديديم


برق قشنگ عاشقي توي چشاي هم ديديم


يادش بخير كنار من بودي ولي نديدمت


گل بودي توي باغ عشق ولي گلم نچيدمت


يادش بخير شبايي كه ميمومدي تو خواب من


گفتم كه من سوالمو فقط  تويي جواب من


دلم همش به يادته از غم و غصه ها پرم


زياده حرف دل ولي حرف دلم رو ميخورم


يادش بخير قدم زدن شبا توي خيابونا


دستام توي دست تو بود حتي جلوي دشمنا


يادش بخير كنار تو غصه ازم فراري بود


روزاي بي تو بودنم روزاي بي قراري بود


ولي حالا از دل من يه عمره كه بي خبري


دنبالت اومدم ولي يه عمره كه در سفري


يادش بخير شونه ي من جاي سر تو بود و بس


رفتي و من به ياد تو دارم ميسوزم هر نفس


نيستي ببيني عطر تو تو پيچيده تو خونه ي من


همه ميدونن كه تويي عزيزو دردونه ي من


يادش بخير نگاه تو  يادش بخير صداي تو


بازم پرنده ي دلم پر زده تو هواي تو


تو رفتي و اشكاي من از غم دوريت ميريزه


آخه هنوزم عشق تو مثل قديما عزيزه


آخه هنوزم عاشقم از ته دل دوست دارم


ميخوام با اين ترانه ها تورو به يادم بيارم

[ چهارشنبه دوم تیر 1389 ] [ 11:43 ] [ سینا ]
شنيدم زندگيرو با غصه ها سر كردي


ميدونم مقصرم ولي ميخوام برگردي


ميدونم ازم بريدي ولي دوستت دارم


روزو شب بدون تو گريه و اشك شد كارم


ميدونم دلت شكسته و پريشون حالي


ميدونم كه هر شب از نگاه من مينالي


تو كه رفتي ولي من دارم بي تو ميميرم


من فقط كنار تو دوباره جون ميگيرم


ميدونم كه ميدوني منتظرت ميمونم


اگه برگردي هميشه قدرتو ميدونم


ميدونم كه زندگي بي من برات آسونه


ولي اين خونه ي من بي تو مثه زندونه


بيا كه اين دل عاشق به دلت دل بسته


با تو قصره خونه ي اين عاشق دل خسته


ميدونم داري به گريه هاي من ميخندي


ميدونم داري با اون غريبه عهد ميبندي


ميدونم كه با دلم ديگه نداري كاري


ميدونم كه از دل عاشق من بيزاري


ميدوني توي شبام ستاره هام خوابيدن


جاي اونا ابراي تيره همش باريدن


ميدوني با رفتنت عمر منم سر اومد


روزاي بد رفتنو روزاي بدتر اومد

[ یکشنبه سی ام خرداد 1389 ] [ 8:52 ] [ سینا ]

رو به آسمونه چشمام میریزه اشک چیکه چیکه

میگم حرفای دلمرو به خدا، تنها کسیکه

دست خستمو میگیره توی دردای زمونه

کاش میشد اینو بدونی خدا خیلی مهربونه

به خدا میگم دل من چی میخواد نه چیو میخواست

ولی حیف، نشد بفهمی، که دل من کیو میخواست

تو نفهمیدی که اشکم واسه تو غلطید رو گونم

تو نفهمیدی عزیزم تویی عشقم تویی جونم

تو نفهمیدی چه دردی توی قلب من نشسته

وقتی فهمیدم دل تو به دل من دل نبسته

تو نفهمیدی نگاهم عاشقه و نگرانه

تو این حسمو گذاشتی پای حس بچه گانه

تو نفهمیدی که میخوام تو دلت ستاره باشم

تو شبای بی ستارت تنها راه چاره باشم

کاش میشد یه گل بودم که بی تو خشک میشد همیشه

تو میومدی میگفتی زندگی بی تو نمیشه

نمیدونم چرا رفتی کدوم آرزو تورو برد

خواهش کی بود که حتی لحظه های آخرو برد

کاش میدونستی چه دردی توی این صدای خستست

کاش میدونستی دل من با یه زنجیر به تو بستست

کاش میدونستی چه داغی تو روی دلم نشوندی

رفتیو حتی غمامو از توی چشام نخوندی

حالا یاد گرفتم وقتی کسی دادرس دلم نیست

هیچکی نیست که من بتونم حرفمو بهش بگم نیست

بهترین راهم سکوته شاید اینطوری بتونه

یه نفر از توی چشمام حرف قلبمرو بخونه

بهترین اشتباه من توی زندگی تو بودی

تو قشنگترین نیازی که دل منو ربودی

غمتم خیلی قشنگه گرچه قلبم از تو دوره

نذار بشکنه دلی که مثل یک تنگ بلوره

[ چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389 ] [ 13:38 ] [ سینا ]
حس خوبیه بدونی یکی عاشق نگاته

یکی هر جایی که میری لحظه لحظه پا به پاته

 حس خوبیه بدونی یکی چشم به رات نشسته

یکی عشقتو همیشه از ته دل میپرسته

حس خوبیه بفهمی یه نفر بی تو میمیره

 یه نفر اگه نباشی بی تو از زمونه سیره

 حس خوبیه بدونی یکی خوابتو میبینه

یکی عشق تو همیشه واسه اون عزیزترینه

 یه نفر از تو میخواد که جای اینکه شب بخوابی

 بری توی آسمونش جای مهتابش بتابی

 حس خوبیه تو دنیا حس کنی یکیو داری

 که تو سرمای زمستون واسه اون مثل بهاری

 حس خوبیه بدونی تنها آرزوی اونی

 بهتره واسه همیشه قدر عشقشو بدونی

حس خوبیه ولی حیف همه این حسو ندارن

 بعضی آدما تو دنیا جای این حس بی قرارن

 وای چه احساس قشنگی کاش میشد همیشه باشه

 کاش میشد این حس زیبا جای گریه ی شباشه

 کاش میشد این حس خوبو به همه دنیا نشون داد

 کاش میشد جای قفس ها به قناری آسمون داد

[ یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389 ] [ 10:48 ] [ سینا ]

کاش میشد دلتنگیامو روی کاغذ مینوشتم

بعد اونارو میسوزوندم تا برن از سرنوشتم

میدونی که با نگاهت گریه از چشام سفر کرد

میدونی که خنده ی تو غصه ها مو دربه در کرد

از ته دلت بخند تا غصه هامون بره از یاد

از ته دلت بخندو بزن عشقمونو فریاد

از ته دلت بخند تا به رومون دنیا بخنده

تو بخند تا دنیا رومون درای غمو ببنده

تو بخند تو بی گناهی گناهات به گردن من

چشاتو ببند به روی غمو گریه کردن من

باتو میشه عاشقی کرد باتو زندگی قشنگه

با تو حس خواستن تو داره با غرور میجنگه

با تو گریه کردم اما طعم گریه هام شیرینه

آخه حرفای قشنگت بدجوری به دل میشینه

دلیل گریه ها غم نیست همش از شوق وصاله

با تو غصه و غم و درد مثه یک خواب و خیاله

با تو من مثل پرندم واسه پرواز تویی بالم

تکی تو تموم دنیا بهترینی توی عالم

بی تو آسمون میباره همه ی ابرا سیاهه

بی تو عاشقی نکردم بی تو عاشقی گناهه

بی تو من مثل زمستون با تو من فصل بهارم

تو تموم آرزومی با تو دلتنگی ندارم

همه خنده هام مال تو همه گریه هات مال من

تو فقط بخندو شاد باش همه غصه هات مال من

توی این دنیای تاریک تو مثه چشمه ی نوری

توی این گریه و ماتم از غمو غصه ها دوری

چرا تو روی زمینی جا تو تو آسمونه

آخه چشم تو ستارتس لب تو رنگین کمونه

آرزو دارم بتونم دست گرمتو بگیرم

که با یک چشمک نازت توی آغوشت بمیرم

توی کوچه های غربت تو مثه حس قریبی

تو مثه فرشته هایی خوشکل و پاک و نجیبی

با یه لبخند لب تو ابرای تیره میمیرن

همه جا آفتابی میشه مرده ها هم جون میگیرن

من به جای تو میمیرم که همیشه تو بخندی

که بتونی روی گریه چشم نازتو ببندی

خدارو چه دیدی شاید توی اون دنیا بتونم

بدون غصه وگریه تا ابد با تو بمونم

[ چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 ] [ 7:45 ] [ سینا ]
میخوام از اینجا و از پیشت برم ای نازنین

بیا و موقع رفتن اشک چشمامو ببین

میخام از اینجا برم یه جای دیگه تا ابد

آخه حرفای قشنگت به دلم چنگی نزد

میخام از اینجا برم دستای سردمو نگیر

وقتی رفتم واسه من گریه نکن واسم نمیر

اگه حتی از غمم بمیری پیشت نمیام

آخه حتی دیدنت یه ثانیه سخته برام

میخام از پیشت برم تنهایی خیلی بهتره

میرم از پیشت نگو تنهایی خوش نمیگذره

چجوری پیشت بمونم و بسازم با غمت

نگو با رفتن من غصه ها میشن همدمت

میرم از دل تو که از صد تا سنگم سنگتره

آخه قصه ی دلم بدونه تو قشنگتره

روزی که با تو نباشم روز شادیه منه

دل من باید از اون نگاه تو دل بکنه

من دارم میرم بدون دعاهاتم اثر نداشت

وقتی از تو دل بریدم دل تو خبر نداشت

خیلی وقته که میگردم دنبال یک بهونه

آخر اونو پیدا کردم اینه رسم زمونه

[ شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 ] [ 12:1 ] [ سینا ]
دلم بازم واسه برگشتنت نوشته نامه

که توی اون پر از درد دلو دلتنگیامه

نوشتم دل بهونه کرد تورو مثل همیشه

از وقتی رفتی بی قراره و آروم نمیشه

بیا ببین شبایی که بارون میباره نم نم

دلم به یاد تو می افته و میسوزه کم کم

هنوز به پای عهدمون نشستمو میشینم

 تا اون روزی که برگردیو من تورو ببینم

همش حسودا از بی وفاییت خبر میارن

همیشه گل دلتنگیرو رو دلم میکارن

بیا چشم حسودا کور شه از حسودیه ما

بیا نشون بدیم وفا رو به تموم دنیا

بیا و با نگاهت دلمو بر دوباره

که این دلم به جز تو دیگه دلبری نداره

بیا نذار که قصمون با اشک من تموم شه

بیا نذار که زندگی برام بی تو حروم شه

بیا و تا ابد پیشم بمون آروم جونم

بیا و باز شبا ستارتو بده نشونم

بیا که دوباره زندگی از سر شه برامون

بیا که باز دوباره گل شه غنچه ی لبامون

[ دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389 ] [ 18:48 ] [ سینا ]
دلتنگ روزای گذشتم اما

                           اون روزا هم دیگه بریدن از ما

دلتنگ روزایی که بچه بودیم

                           اون روزا که به ما گفتن یه رودیم

ولی حالا خشک شده اون رودخونه

                           از ما فقط خاطره ها میمونه

دلتنگ مشکلات بچه گونه

                           گم شدن اسباب بازی تو خونه

یادش بخیر تو اون شبای یلدا

                          مادربزرگ و قصه هاشو حلوا

دلتنگ اون جوانه های گندم

                          دلتنگ پاکی دلای مردم

دلتنگ اون شبای پر ستارم

                         که اون شبا بودم کنار یارم

حسرت روزای گذشته خوردن

                          فایده نداره،اون روزامون مردن

یادش بخیر صدای خنده هامون

                           میرفت تا آسمون پیش خدامون

تو این روزا خنده هامون زوریه

                             خاطره ی دلا فقط دوریه

بیاین با هم یکی کنیم دلامون

                            که زود تموم شه گریه ی شبامون

[ جمعه هفدهم اردیبهشت 1389 ] [ 20:12 ] [ سینا ]
بعده یه عمری انتظار امروز دوباره دیدمش

ولی چشاش یه جوری بود انگار ازم دزدیدنش

اونی که آرزوش بودم روش نمیشد نگام کنه

بغض تو گلوش نشسته بود نمیتونس صدام کنه

اونی که هر کجا میرفت دنبال بوی من میگشت

جواب سلاممو نداد بی اعتنا ازم گذشت

اون که واسه دیدن من دنیارو زیرو رو میکرد

واسه طلوع چشم من آسمونو جارو میکرد

اون که واسه دیدنم از هفت خان عشق گذشته بود

اون کسی که رو قلبشم اسم منو نوشته بود

اون که اگه نگاه من گلی به غیر از اون میدید

میرفت گل بی گناهو از ته و از ریشه میچید

اون که مثه سایه ی من همیشه بود دورو برم

انگاری جام تو قلب اون پر شدو من بی خبرم

اون که همش بهم میگفت بدون من نمیتونه

داره واسه رغیب من شعرای عشقی میخونه

حق من این نبود ولی نفرین نمیکنم تورو

چون که هنوز دوست دارم فقط بهت میگم برو.......

[ دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 ] [ 13:6 ] [ سینا ]
About

سلام بچه ها خوبین؟
به وبلاگ من خوش آمدید، من سینا هستم متولد پاییز 70 و اهل گرگان
امیدوارم از شعر هام خوشتون بیاد.
اگه دوس دارین من پیشرفت کنم خواهش میکنم انتقاد وپیشنهاداتونو بگین!!!!!

در ضمن شعر درخواستی هم میگم
کافیه قضیرو واسم بگین!
اگه ميشه بگین که دوست دارین اسم شعر چی باشه!!!
ممنون «سینا»
Blog Custom